المحقق الدواني / ملا اسماعيل خواجوئي
19
سبع رسائل
خدمتگذاران آنان وكوشش در جهت مقاصد وأهداف باطل وبىارزش آنهاست ، خداوند آنان را ذليل وخوار ونابود گرداند وهر چه زودتر به جايگاه بد ونفرت انگيزشان جهنم كه بد جايگاهى است روانشان فرمايد . آقاى دكتر على نقى منزوى در مقالهاى تحت عنوان مدارس شيراز در سدهء نهم آورده : در شيراز در سدهء نهم دو مدرسهء علمي وجود داشت . يكى مدرسهء خاندان كهن سال دشتكى وديگرى مدرسهء جوان ونوبنياد دوانى . اين دو مدرسه در أصول عرفانى خردگراى اسلامى با يكديگر همگام بودند ، تنها اختلافهاى كوچك وگاهى خود خواهىهاى فردى سران آنها را در برابر هم قرار مىداد ، تعصب در دفاع از استادان ومكتب ايشان ووابستگى سياسي هر طرف به قدرتهاى حاكم بر إيران در آن سده ، ايشان را به ردّيه نويسى ضد يكديگر وا مىداشت ، علامه دوانى پس از فراگيرى علوم مقدماتى در زادگاه خود دوان نزد پدرش أسعد براي تحصيلات عاليه به شيراز آمد وبه درس محيي الدين انصارى وهمام الدين كربالى شارح طوالع الأنوار « 1 » وحسن بقال حاضر مىشد وپس از آنكه در ميان اقران شهرت وعنواني كسب كرد به حاكم تركمان إيراني شدهء شيراز ( 862 - 872 ) جهانشاه نزديك شد اين حاكم أدب دوست از طرف پدرش « قره يوسف » ، فرمانرواى قره قوينلو در تبريز ، به فرماندارى شيراز منصوب بود . أو به فارسي شعر مىسرود و « حقيقي » تخلص داشت وبا جامى مكاتبه مىكرد ، جهانشاه دوانى را به وزيري خود در حكومت شيراز گماشت ودوانى در دوران اين وزارت ، كتاب اخلاق جلالي ، يا لوامع الاشراق را مانند اخلاق ناصري خواجة نصر الدين طوسي نگاشت ودر سيزدهم ربيع الأول سال 872 جهانشاه در جنگ با آق قوينلو كشته شد . « 2 » ودر يازدهم شوال همين سال ( 872 ) دوانى از نگارش شرح هياكل ، كه آن را به نام « محمود خواجة جهان » وزير پادشاه دكن هند كرده بود در مدرسه ومركز علمي مظفريهء تبريز كه باني آن جهانشاه بود فراغت يافت .
--> ( 1 ) در اين مقاله آمده « شرح مطالع » كه تصحيح گرديد به شرح طوالع الأنوار از قاضى بيضاوى صاحب تفسير معروف . ( 2 ) پايان گفتار آقاى منزوى .